هیچ چشمی
تابوت زن را
تا انتهای جاده دنبال نکرد
تنها یک خاطرهی بیجان
از میان چند کوچه گذشت
و ماه
در سکوت
سوگواری کرد
پ.ن: باران شمال هم امشب به استقبال پائیز آمده
پائیز ...
این مهر هم با بی مهری داره از راه می رسه...!!!؟
برچسب:
نویسنده: دانیال کریمیان
که پشت دود سیگارش با خود می گوید
باید ترک کنم ...
سیگار را
خانه را
زندگی را
و باز پکی دیگر می زند ...!!!
پ.ن: باورم را به من برگردان
...
برچسب:
نویسنده: دانیال کریمیان
بخاطر تمام کوچه هایی که با تو هم قدم شدم
بخاطر دست هایی که خالی ماند
دیشب تمام خاطره ها را گریستم ...
من عشق را در لفافه حصار کردم
دستانم دیگر برای گرفتن هیچ دستی گشوده نشد
در عوض کسی دریا را سنگسار نمی کند
دایره در دایره ها غرق نمی شود ...
می دانی آه ...
برچسب:
نویسنده: دانیال کریمیان